برترینها: از زمان انتشار خبر درگذشت لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه آمریکا، در کنار صداوسیما، برخی رسانههای داخلی مانند فرهیختگان و بیسیمچیمدیا بیشترین تمرکز خود را روی این اتفاق گذاشتهاند. گراهام طی سالهای اخیر یکی از نزدیکترین چهرهها به دونالد ترامپ در سنای آمریکا محسوب میشد و بسیاری از تحلیلگران او را حلقه ارتباطی ترامپ با بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی، از جمله جریان نزدیک به رضا پهلوی، میدانستند. دیدار او با رضا پهلوی در حاشیه نشست مونیخ نیز این گمانه را تقویت کرده بود که گراهام در طراحی و پیشبرد برخی از ایدههای دولت ترامپ درباره ایران نقش پررنگی ایفا میکند.

پهلوی، علی کریمی و «عمو لینزی»!
پس از انتشار خبر درگذشت گراهام، یکی از محورهای اصلی پوشش رسانههای داخلی، تلاش برای پیوند زدن مرگ لیندسی گراهام به جریان نزدیک به رضا پهلوی بود. در دقایق ابتدایی انتشار خبر، فرهیختگان و بیسیمچیمدیا، چندین پست و تصویر را به فاصله کوتاهی منتشر کردند که همگی بر رابطه گراهام با رضا پهلوی و حمایت برخی چهرههای مخالف جمهوری اسلامی نظیر علی کریمی از او تمرکز داشتند.

فرهیختگان و بیسیمچی مدیا با بازنشر پستی از چند ماه قبل، یادآوری کردند که علی کریمی در واکنش به یکی از مواضع لیندسی گراهام، او را با عبارت «عمو لینزی» خطاب کرده بود. این دو رسانه با استفاده از همان تصویر، تیتر کنایهآمیز «علی کریمی بیعمو شد!» را منتشر کردند.

بیسیمچیمدیا همچنین تصویری از رضا پهلوی و لیندسی گراهام را با تیتر «وقتی این پرچم را گرفتم، روز خوش ندیدم» منتشر کرد. این پست نیز از جمله محتواهایی بود که در ساعات نخست بیشترین بازنشر را در فضای مجازی داشت و تلاش میکرد مرگ گراهام را با جریان پهلوی پیوند بزند.
لیندسی گراهام پس از اعتراضات ۱۴۰۱ ضمن شرکت در تجمع مونیخ و کنفرانس امنیتی این شهر با رضا پهلوی دیدار کرده بود؛ دیداری که در همان زمان نیز بازتاب گستردهای داشت. از همین رو، برخی رسانههای داخلی معتقدند رضا پهلوی حالا یکی از مهمترین حامیان خود در ساختار سیاسی آمریکا را از دست داده است.

فرهیختگان نیز با انتشار تصویری از واکنش برخی کاربران خارج از کشور، تیتر «آغاز عزاداری دارودسته پهلوی برای لیندسی گراهام» را انتخاب کرد؛ تیتری که نشان میدهد بخش مهمی از روایت این رسانهها، نه خود گراهام، بلکه بازتاب مرگ او در میان مخالفان جمهوری اسلامی بوده است.
کنایه به رویای فروپاشی و تغییر رژیم با سناتور گراهام!
بخش دیگری از پوشش رسانههای داخلی به مرور مواضع گذشته لیندسی گراهام درباره ایران اختصاص داشت؛ مواضعی که از نگاه این رسانهها نشان میدهد سناتور جمهوریخواه سالها از حامیان اصلی سیاست «فشار حداکثری» و ایده تغییر نظام سیاسی در ایران بوده است. فرهیختگان و بیسیمچی مدیا هر کدام با برجسته کردن بخشی از اظهارات او، تلاش کردند تصویری از نقش گراهام در پروژههای ضدایرانی آمریکا ارائه دهند. در ادامه نیز صداوسیما با ادبیاتی کمسابقه، خبر درگذشت او را بازتاب داد؛ مجموعه واکنشهایی که نشان میدهد رسانههای داخلی، مرگ گراهام را صرفاً یک خبر خارجی نمیدانند، بلکه آن را پایان یکی از چهرههای اثرگذار بر سیاستهای آمریکا علیه ایران تلقی میکنند.

فرهیختگان با انتشار ویدئویی از لیندسی گراهام، تیتر زد: «چی شد پس؟»

بیسیمچیمدیا نیز این ویدیو را به کنایه بازنشر کرد و به نقل از گراهام نوشت: "وقتی این رژیم سقوط کنه، ما کلی پول به جیب میزنیم:)"

البته این پست کانال تلگرامی فرهیختگان نیز قابل توجه است:
۱. لیندسی گراهام، شیطان وسوسهگر بیخ گوش ترامپ که بسیاری او را پشت توطئه حمله به ایران میدانستند به درک رفت.
۲. حامیان حمله به ایران که هشتگ #ترامپ_بزن را یکماه قبل حمله آمریکا بالا آوردند به او "عمو" میگفتند.
۳. هیچ بیماری قبلی و دوره ی غیبت برای او دیده نشد و ناگهان "خبر مرگش" روایت شد.
صداوسیما نیز در بخش خبری خود، خبر مرگ لیندسی گراهام را با عبارت «به درک واصل شد» پوشش داد؛ ادبیاتی که در بازتاب خبر درگذشت سیاستمداران خارجی کمتر سابقه داشته و خود به یکی از سوژههای مورد توجه کاربران فضای مجازی تبدیل شد.
با این حال، شاید نکته قابل تأمل این باشد که چنین حجم گستردهای از پوشش رسانهای در داخل کشور، برای مخاطبی که پیشتر شناخت چندانی از لیندسی گراهام نداشته، خود به طوری ناخواسته عاملی برای کنجکاوی تبدیل میشود؛ بهگونهای که بسیاری برای نخستین بار به سراغ جستوجوی نام، سوابق و مواضع او میروند. اتفاقی که بارها در فضای رسانهای رخ داده و گاه نتیجهای معکوس از هدف اولیه برجای گذاشته است.
