به روز شده در: ۳۰ تير ۱۴۰۵ - ۲۰:۴۰
کد خبر: ۷۵۷۹۱۵
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۰ - ۳۰ تير ۱۴۰۵

تفاهم‌نامه اسلام‌آباد کوتاه‌عمرترین توافقات دیپلماتیک تاریخ معاصر در خاورمیانه!

روزنو :یک مقام ارشد اسرائیلی اخیرا اعلام کرده احتمال تشدید تنش به طور قابل توجهی افزایش یافته است. این سناریو، مخرب‌ترین گزینه برای منطقه خواهد بود و می‌تواند کل خاورمیانه را به آتش بکشد.

تفاهم‌نامه اسلام‌آباد کوتاه‌عمرترین توافقات دیپلماتیک تاریخ معاصر در خاورمیانه!

تفاهم‌نامه اسلام‌آباد که چندی پیش به امضای رؤسای جمهور ایران و آمریکا رسید، در عمل به یکی از کوتاه‌عمرترین توافقات دیپلماتیک تاریخ معاصر خاورمیانه بدل شده است.

به گزارش روز نو آنچه به عنوان یک «یادداشت‌تفاهم» ۱۴بندی برای مهار تنش و ایجاد پنجره‌ای برای گفت‌و‌گو طراحی شده بود، اکنون در کمتر از چند هفته به متنی بی‌اعتبار در کشاکش نقض‌های متقابل و افزایش محسوس توان نظامی طرفین تبدیل شده است.

 میانجیگران منطقه‌ای «به‌ویژه قطر و پاکستان» اینک در موقعیتی دشوار، سعی در بازسازی همان پنجره‌ای دارند که خودِ طرفین درگیری، با اقدامات میدانی و نظامی خود، آن را تخریب کرده‌اند.

نقض‌های متقابل؛ از کاغذ تا میدان

متن تفاهم‌نامه که در ۱۴ بند تنظیم شده بود، در عمل با لغو مجوز فروش نفت ایران از سوی آمریکا و ورود آمریکا برای مدیریت عبور و مرور در تنگه هرمز به‌صراحت نقض شد.

 تهران نیز در واکنشی متقابل، اجرای تعهدات خود را متوقف کرد. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، با تأکید بر اصل «تعهد در برابر تعهد»، این اقدام آمریکا را عهدشکنی خواند و تفاهم‌نامه را در غیاب پایبندی طرف مقابل، «نوشته‌ای روی کاغذ» توصیف کرد.

در سوی مقابل، آمریکا نه‌تنها گامی برای جبران برنداشت، بلکه با ارسال حجم بالایی از تجهیزات نظامی به خاورمیانه، پیام روشنی را ارسال کرد تا تأکید کند دیپلماسی در سایه قدرت نظامی تعریف می‌شود، نه جانشین آن.

محمدباقر قالیباف نیز با اشاره به همین تناقض، تأکید کرده ادعای آمریکا مبنی بر «توقف جنگ» در حالی که تجهیزات نظامی ارسال می‌کند، یک بازی آشکار و توهین به هوش ایرانیان است.

 نکته کلیدی در این میان، استمرار درگیری‌ها در جنوب ایران و مناطق پیرامونی است. حملات تلافی‌جویانه ایران به پایگاه‌های آمریکایی در اردن که به کشته‌شدن دو سرباز آمریکایی و زخمی‌شدن ده‌ها نفر انجامید، معادلات واشینگتن را به چالش کشیده است.

 نیویورک‌تایمز به‌درستی این حملات را نشانه‌ای از توانایی تهران در «حمله متقابل و گاهی پیشی‌گرفتن از ارتش بسیار قدرتمندتر ایالات متحده» ارزیابی کرده است.

 این واقعیت میدانی، هرگونه گفت‌وگوی دیپلماتیک را با یک پارادوکس اساسی مواجه می‌کند؛ چگونه می‌توان از آتش‌بس سخن گفت، در حالی که هر دو طرف خود را برای مرحله بعدی درگیری آماده می‌کنند؟

میانجیگری در هزارتوی منافع متضاد

در چنین شرایطی، نقش قطر و پاکستان به عنوان میانجیگر، پیچیده‌تر از همیشه شده است.

 پیشنهاد مشترک این دو کشور که خواستار بازگشت به مواضع پیش از ۱۸ تیر به عنوان گام اول برای ازسرگیری مذاکرات است، در واقع تلاشی برای بازگشت به نقطه‌ای است که تفاهم‌نامه هنوز اعتبار داشت.

طرح دوحه نیز با ارائه یک آتش‌بس ۱۰روزه در ازای بازگشایی دو مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز، یک معامله تاکتیکی را مطرح می‌کند که بیش از آنکه راه‌حلی پایدار باشد، شاید یک نفس‌گیری موقتی است تا بتوانند راهکاری برای رسیدن به پایان جنگ در منطقه را این‌گونه بیابند.

 سفر روز دوشنبه وزیر کشور ایران به اسلام‌آباد، هم در چارچوب همین میانجیگری صورت می‌گیرد و گفته شد او حامل پیامی از مسعود پزشکیان به مقامات پاکستان بود.

هم‌زمان، تماس تلفنی وزیران خارجه مصر و عربستان نیز نشان از یک اجماع منطقه‌ای برای کاهش تنش دارد؛ اجماعی که البته بیشتر از آنکه ناشی از حسن نیت نسبت به ایران باشد، ناشی از نگرانی از گسترش درگیری به کل منطقه و تهدید آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و باب‌المندب است.

عربستان سعودی که هفته گذشته به فرودگاه صنعا حمله کرد، به‌خوبی می‌داند هرگونه تشدید تنش، به معنای بسته‌شدن آبراه‌های حیاتی و آسیب به اقتصاد جهانی است.

سناریو‌های پیش‌رو؛ از مذاکره تا کارزار گسترده

در این نقطه، سه سناریوی اصلی قابل تصور است. سناریوی نخست، موفقیت میانجیگری و بازگشت به یک آتش‌بس موقت است که می‌تواند زمینه را برای مذاکرات طولانی‌تر فراهم کند.

 این سناریو مستلزم آن است که هر دو طرف به این باور برسند هزینه‌های ادامه جنگ از دستاورد‌های آن بیشتر است.

شواهد نشان می‌دهد این محاسبه در حال شکل‌گیری است؛ چراکه نیویورک‌تایمز به‌صراحت از افزایش هزینه‌های انسانی و سیاسی جنگ برای آمریکا و ترامپ سخن گفته است و تحلیلگران بین‌المللی نیز این وضعیت را یک «زنگ خطر» برای دو طرف ارزیابی می‌کنند.

سناریوی دوم، شکست دیپلماسی و ورود به یک درگیری گسترده‌تر است که اسرائیل نیز در آن نقش‌آفرینی می‌کند. در این سناریو، سه محرک اصلی مطرح است، حمله مستقیم ایران به اهداف اسرائیلی، شناسایی زودهنگام آمادگی ایران برای حمله که اسرائیل را به اقدام پیشگیرانه وادار کند، یا درخواست مستقیم ترامپ از اسرائیل برای واردشدن به کارزار.

یک مقام ارشد اسرائیلی اخیرا اعلام کرده احتمال تشدید تنش به طور قابل توجهی افزایش یافته است. این سناریو، مخرب‌ترین گزینه برای منطقه خواهد بود و می‌تواند کل خاورمیانه را به آتش بکشد.

سناریوی سوم هم این است که وضعیت فعلی تداوم یابد؛ یعنی آتش‌بس صوری و نقض‌های پراکنده‌ای که هیچ‌کدام به یک پیروزی قاطع منجر نمی‌شوند، اما همه بازیگران را در حالت آماده‌باش دائمی نگه می‌دارند.

 این وضعیت اگرچه کم‌هزینه‌تر از جنگ تمام‌عیار است، اما از نظر روانی و اقتصادی، فرسایش‌دهنده‌ترین گزینه برای هر دو طرف محسوب می‌شود.

واقعیت این است که دونالد ترامپ، با وجود توییت‌هایی که از حمایت اکثریت آمریکایی‌ها از توافق حکایت دارد، در یک بازی دوگانه گرفتار شده است؛ از یک سو، نیاز به نمایش قدرت در برابر متحدان منطقه‌ای و بدنه نظامی‌گری آمریکا و از سوی دیگر، فشار افکار عمومی برای پایان‌دادن به یک جنگ نامحبوب که با انتخابات میان‌دوره‌ای پیش‌رو نیز گره خورده است.

ایران نیز با درک این پارادوکس، راهبرد «دفاع هم‌زمان با دیپلماسی» را در پیش گرفته است؛ راهبردی که به گفته بقایی: «نه دیپلماسی نافی دفاع است و نه دفاع با دیپلماسی سازگاری ندارد». با این حال، آنچه پنجره دیپلماسی را بیش از پیش در بلاتکلیفی نگاه داشته، سیاست «تعهد در برابر تعهد» است جایی که آمریکا هرگز به آن پایبند نبوده؛ اگر آمریکا به تعهدات خود در تفاهم‌نامه بازنگردد، هرگونه آتش‌بس موقت نیز محکوم به شکست خواهد بود.

 قطر و پاکستان در حال تلاش برای بازکردن همان پنجره‌ای هستند که آمریکا خود آن را بسته و ایران در دفاع از خود آن را نادیده گرفته.

آیا این بار، تجربه تلخ گذشته، به یک نگاه در هر دو پایتخت تبدیل خواهد شد که معتقد باشند هزینه‌های جنگ بسیار بیش از تبعات پذیرش مذاکره و اجرای تفاهم‌نامه است یا اینکه ما در آستانه جنگی گسترده‌تر ایستاده‌ایم که نه‌تنها منطقه، بلکه نظم جهانی را نیز متزلزل خواهد کرد؟ پاسخ این پرسش، نه در ژست‌های دیپلماتیک میانجی‌ها، که در محاسبات دقیق هزینه-فایده هر دو طرف و میزان فشار میانجیگران برای تبدیل یک آتش‌بس موقت به یک توافق پایدار نهفته است.

در آخرین گمانه‌زنی‌ها در مورد احتمال مذاکره جدید ایران و آمریکا، شبکه سعودی الحدث هم به نقل از یک منبع آگاه مدعی شده پیشنهاد آتش‌بس و بازگشایی تنگه هرمز به مدت ۱۰ روز تا دو هفته، هم‌اکنون در دست بررسی و بحث است؛ بنابراین در شرایط کنونی، آنچه مسلم است، این است که پنجره دیپلماسی نه باز شده و نه بسته، بلکه در وضعیت «بینابین» قرار دارد و هر لحظه ممکن است یا گشوده یا برای مدتی طولانی بسته شود. سرنوشت منطقه، به تصمیماتی گره خورده که در هفته‌های آینده، در واشینگتن، تهران، دوحه و اسلام‌آباد گرفته خواهد شد.

پربحث ترین روز
ویژه روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار