به روز شده در: ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۲۰
کد خبر: ۷۵۹۸۲۰
تاریخ انتشار: ۱۳:۲۹ - ۱۱ مرداد ۱۴۰۵

بندر در ایران نقطه‌ای است که زندگی روزمره در آن تعیین تکلیف می‌شود

روزنو :برای بسیاری از شهروندان، بندر جایی با جرثقیل‌های غول‌پیکر، کشتی‌های عظیم و کانتینر‌های رنگی است، اما در واقع، بندر نقطه‌ای است که زندگی روزمره در آن تعیین تکلیف می‌شود؛ از گندم و ذرت گرفته تا نهاده‌های دام، دارو، مواد اولیه صنعتی، قطعات یدکی و حتی بسیاری از کالا‌های مصرفی جامعه از آنجا وارد شده و یا خارج می‌شود.

بندر نقطه‌ای است که زندگی روزمره در آن تعیین تکلیف می‌شود

هرگاه از بحران اقتصادی در ایران صحبت می‌کنیم، نگاه بلافاصله به تورم، ارز، و تحریم می‌رود. اما در زیر این سطح آشکار، یک فاجعه‌ای آرام، اما انفجاری در حال شکل‌گیری است؛ بحرانی که نقطه شروعش نه در تهران، بلکه در اسکله‌های ایرانی خلیج فارس و دریای عمان است. اگر قرار باشد توضیح دهیم پرتگاه ایران امروز روی کدام «لبه» ایستاده، پاسخ صریح این است: اسکله‌های جنوبی کشور.

به گزارش روز نو به‌عنوان کسی که سال‌ها در حوزه امنیت دریا، کار کرده‌ام، می‌توانم با قطعیت بگویم: اگر بنادر ایران از کار بیفتد، فقط اقتصاد کشور آسیب نمی‌بیند، جامعه فقیرتر، عصبی تر، بی اعتمادتر شده و مستعد انفجاری بزرگ خواهد شد.

بنادر؛ جایی است که اقتصاد دنیا را به زندگی روزمره مردم ایران وصل می‌کند.

برای بسیاری از شهروندان، بندر جایی با جرثقیل‌های غول‌پیکر، کشتی‌های عظیم و کانتینر‌های رنگی است، اما در واقع، بندر نقطه‌ای است که زندگی روزمره در آن تعیین تکلیف می‌شود؛ از گندم و ذرت گرفته تا نهاده‌های دام، دارو، مواد اولیه صنعتی، قطعات یدکی و حتی بسیاری از کالا‌های مصرفی جامعه از آنجا وارد شده و یا خارج می‌شود.

بسیار روشن است: کالا از بندر مبدأ بارگیری می‌شود، از آبراه‌های بین‌المللی می‌گذرد، در بندر ایران تخلیه می‌گردد، ترخیص می‌شود و سپس از طریق جاده و ریل، به شهر‌ها و صنایع و از آنجا به بازار‌ها می‌رسد. اگر این زنجیره در هر حلقه‌ای پاره شود، پیامدش در نهایت روی قفسه فروشگاه و سفره خانوار ظاهر می‌شود.

امروز ناامنی در خلیج فارس و تنگه هرمز، هزینه‌های کشتیرانی را بالا برده است. بخشی از خطوط کشتیرانی، سرویس‌های خود را به مقصد ایران کاهش داده یا موقتاً متوقف کرده، کانتینر‌های ایران در بنادر مبدأ و واسط روی هم تلنبار شده و در راه مانده است و هر روز هزینه تاخیر می‌خورد. در نتیجه جنوب کشور؛ خط مقدم بحرانی است که "میدان"‌های تهران دیر متوجه آن می‌شوند.

از طرفی حتی با پایان جنگ، وقتی شبکه ریلی یا جاده‌ای آسیب دیده باشد، کالا از بندر خارج نمی‌شود، کانتینر‌ها در محوطه‌ها انباشته می‌شوند، و بندر از گره عبور کالا به «انبار اجباری» تبدیل می‌شود. این همان چیزی است که در ادبیات تخصصی به آن «ازدحام بندری» می‌گوییم؛ این یعنی حتی اگر همین امروز کشتی‌ها بیایند، بار‌ها می‌مانند، قیمت‌ها در کشور همچنان بالا می‌روند. هزینه‌های که دیگر فقط به بروز بحران اقتصادی نمی‌انجامد؛ بلکه نقطه آغاز یک بحران اجتماعی است.

این در حالی است که تمرکز برخی رسانه‌ها اغلب روی مقاومت و جنگ است و این بی توجهی برخی رسانه‌های داخلی به مشکلات جنوب کشور و بحران زنجیره تامین کالا در داخل، دارای تبعات اجتماعی خطرناک‌تر از تبعات اقتصادی آن است. زیرا بندر صرفاً یک زیرساخت نیست؛ بخش مهمی از هویت، اشتغال، احساس منزلت و پیوند مردم با دولت است. زمانی که مردم جنوب می‌بینند بنادرشان در خط مقدم فشار تحریم، ناامنی و بحران جهانی قرار گرفته، اما رسانه‌ها و پایتخت همچنان به این مناطق به چشم حاشیه نگاه می‌کنند، چند اتفاق هم‌زمان رخ می‌دهد:

۱. احساس نادیده گرفته شدن؛ مردم جنوب می‌بینند بنادری که در قلب زنجیره حیات اقتصادی کشورند، اما روایت رسمی کشور همچنان روایت جنگ را در مقاومت و پرتاب موشک به پایگاه‌های ایالات متحده در کشور‌های حاشیه خلیج فارس خلاصه می‌کند و چیزی از رنج آنها نمی‌گوید.

۲. از بین رفتن اعتماد اجتماعی؛ وقتی بحران بندری به تورم، کمبود و فشار معیشتی تبدیل می‌شود، اما در رسانه‌ها کمتر به ریشه‌های آن پرداخته شده و حتی گاهی این مشکلات را ناشی از کم‌کاری جناح سیاسی رقیب یا مسئولین معرفی کرده و در نتیجه تصور غالب مردم این می‌شود که گروهی عمداً واقعیت‌ها را پنهان می‌سازند.

۳. تبدیل بحران جنگ، به فشار اقتصادی و در نهایت نارضایتی اجتماعی؛ زمانی که فعالیت بندر به مدت طولانی مختل شود، بازیابی کامل آن ممکن است نه تنها ماه‌ها بلکه سال‌ها طول بکشد. در این فاصله، علاوه بر مردم جنوب کشور، سایر مردم در داخل مناطق مرکزی باید با بیکاری، کاهش درآمد، فشار معیشتی و احساس بی‌عدالتی را تجربه نمایند. این مشکلات اقتصادی ناشی از تداوم و استمرار جنگ، به‌راحتی به اعتراض محلی و اجتماعی تبدیل می‌شود.

به‌بیان دیگر، همان‌طور که زنجیره تامین در اقتصاد گره به گره به هم وصل است، زنجیره نارضایتی اجتماعی نیز از بی‌توجهی رسانه‌ای، به بی‌اعتمادی سیاسی، و نهایتاً به رفتار‌های پرریسک جمعی متصل می‌شود.

اما چرا این بحران از جنس یک «هشدار راهبردی» بزرگ است؟

تحقیقات جدید در حوزه لجستیک دریایی نشان می‌دهد که در گره‌های پرتراکم، مثل همین بنادر جنوب ایران، بازیابی پس از اختلال، به‌طور متوسط ۷۳ درصد طولانی‌تر از مسیر‌های کم تراکم است. یعنی اگر تصور کنیم با پایان ناامنی، همه‌چیز ظرف چند هفته عادی می‌شود، به‌طور سیستماتیک در حال اشتباه محاسبه هستیم.

اگر بنادر ایران برای شش ماه در شرایط پایین‌ظرفیت یا نیمه‌تعطیل باشند، بازگشت به وضعیت پایدار می‌تواند تا دو سال طول بکشد. در این دو سال:

- موج کانتینر‌های معوق وارد می‌شود؛ بنادر تحت فشار مضاعف قرار می‌گیرند.

- شبکه ریلی و جاده‌ای باید با حجم غیرعادی بار مقابله کند.

- هزینه لجستیک بالا می‌ماند، تورم تغذیه می‌شود، و احساس «بی‌ثباتی دائمی» در جامعه شکل می‌گیرد.

این تصویر، فقط یک سناریوی فنی نیست؛ سناریویی است که مستقیم به ثبات اجتماعی و سیاسی گره می‌خورد. این در حالی است که رسانه‌ها به خصوص رسانه‌های عمومی؛ غایبان اصلی یک بحران در حال شکل‌گیری هستند.

در چنین شرایطی، وظیفه نخبگان و رسانه‌هاست که بتوانند جنبه‌های مختلف بحران را برای جامعه تبیین کنند.

بی‌توجهی رسانه‌ها به مشکلات جنوب و بنادر، فقط یک غفلت پوشش خبری نیست؛ می‌تواند به معنای از دست دادن فرصت برای توضیح چرایی بحران، مدیریت انتظارات، و جلوگیری از تبدیل نارضایتی اقتصادی به شکاف اجتماعی باشد. در بلندمدت، در جامعه‌ای که فشار اقتصادی بالا، و ظرفیت تحمل اجتماعی محدود است، نادیده‌گرفتن خط مقدم بحران، یک ریسک راهبردی است، نه صرفاً اشتباه رسانه‌ای.

در نتیجه اگر می‌خواهیم بحران را مدیریت کنیم، باید در مورد امنیت اقتصادی و اجتماعی ایران فکر جدی بکنیم، باید صادقانه بپذیریم که جنوب و بنادرش، خط مقدم بقا و ثبات کشورند.

اینکه کشتی‌ها در بنادر پهلو می‌گیرند یا نه، اینکه کانتینر‌ها از محوطه خارج می‌شوند یا نه، اینکه ریل و جاده پسکرانه سالم‌اند یا نه، در نهایت تعیین می‌کند که تورم یک موج گذرا باشد، یا یک ساختار مزمن و تخریبی و اگر رسانه‌ها، نخبگان و سیاست‌گذاران این واقعیت را نبینند، بحران لجستیکی جنوب فقط قیمت‌ها را بالا نمی‌برد؛ روان جامعه را هم خرد می‌کند.

این نوشتار یک دعوت است؛ دعوت به دیدن آنچه عمداً یا سهواً در حاشیه مانده است:

جنوب، بنادر، اسکله ها، و مردمی که زیر فشار‌ها ایستاده‌اند و می‌بایست این فشار هر چه زودتر از روی آن‌ها برداشته شود.

پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار