
قراردادی که زمانی نماد زیان در پرتفوی درمان بیمه دانا بود، بار دیگر به این شرکت بازگشته است؛ اتفاقی که نه تنها با شعارهای ابوالفضل آقادادی درباره حذف قراردادهای زیانده همخوانی ندارد، بلکه پرسشهای جدی درباره فرآیند تصمیمگیری، ارزیابی ریسک و نقش مدیران ارشد شرکت ایجاد کرده است.
به گزارش روز نو، قرارداد بیمه درمان تکمیلی ذوبآهن اصفهان که در دوره گذشته یکی از پرحاشیهترین و زیاندهترین قراردادهای بیمه دانا محسوب میشد، بار دیگر در پرتفوی بیمه دانا قرار گرفته است. قراردادی که بنا بر اطلاعات موجود، نسبت خسارت آن به بیش از ۲۰۰ درصد رسیده بود و خسارت سنگینی را به شرکت تحمیل کرد؛ آنقدر که گفته میشود مطالبات ناشی از همان قرارداد نیز هنوز بهطور کامل تعیینتکلیف نشده است.
نکته قابل تأمل آن است که این قرارداد در شرایطی منعقد شده که در مناقصه آن، به دلیل سابقه زیاندهی و ریسک بالای پرتفوی، از سوی شرکتهای بیمه استقبال نشده است. این موضوع بهتنهایی نشان میدهد فعالان صنعت بیمه، این قرارداد را از منظر فنی، پرریسک ارزیابی کردهاند.
اما پرسش اصلی جای دیگری است.
ابوالفضل آقادادی از نخستین روزهای حضور خود در بیمه دانا، حذف قراردادهای زیانده، اصلاح ترکیب پرتفوی و حرکت به سمت خردهفروشی را مهمترین راهبردهای مدیریتی خود معرفی کرد. این سیاست بارها در مصاحبهها و نشستهای رسمی تکرار شد و بهعنوان یکی از محورهای تحول در بیمه دانا مورد تأکید قرار گرفت.
اکنون این سؤال مطرح است که اگر قرار بود دوباره همان قراردادهای زیانده به شرکت بازگردند، تفاوت سیاست جدید با گذشته دقیقاً در چیست؟
ابهام زمانی جدیتر میشود که شنیدهها از مخالفت شعبه اصفهان با پذیرش این قرارداد حکایت دارد. اگر این موضوع صحت داشته باشد، باید پرسید چرا شعبهای که در محل اجرای قرارداد قرار دارد، حاضر به قبول این ریسک نشده، اما قرارداد در شعبه طالقانی تهران منعقد شده است؟ آیا ارزیابی فنی ریسک در شعب مختلف متفاوت است یا تصمیم در سطحی بالاتر از ساختار کارشناسی اتخاذ شده است؟
در کنار این پرسشها، نقش هیئتمدیره نیز قابل تأمل است. وحیدرضا باختری، عضو فعلی هیئتمدیره بیمه دانا، در زمان اجرای قرارداد قبلی معاون فنی بیمههای اشخاص بود و بهطور طبیعی در جریان جزئیات خسارتها و پیامدهای مالی این پرتفوی قرار داشته است. بنابراین انتظار میرود هیئتمدیره بهصورت شفاف توضیح دهد چه تغییر بنیادینی در نرخ، شرایط قرارداد، تعهدات بیمهگذار یا سازوکار مدیریت ریسک رخ داده که اکنون پذیرش این قرارداد از نظر فنی توجیهپذیر شده است.
اگر چنین اصلاحاتی انجام شده، انتشار مستندات آن میتواند از تصمیم شرکت دفاع کند. اما اگر شرایط تفاوت محسوسی با گذشته ندارد، این تصمیم نهتنها با استراتژی اعلامشده مدیرعامل همخوانی ندارد، بلکه این پرسش را ایجاد میکند که آیا ملاحظاتی غیر از معیارهای فنی در پذیرش این قرارداد مؤثر بوده است؟
صنعت بیمه بر پایه محاسبات اکچوئری، مدیریت ریسک و انضباط فنی اداره میشود؛ نه بر اساس شعار. فاصله میان شعار «حذف قراردادهای زیانده» و پذیرش دوباره یکی از پرچالشترین قراردادهای درمان، شکافی است که مدیریت بیمه دانا باید آن را با استدلالهای فنی و مستند پر کند.
در غیراینصورت، این تصمیم بهجای آنکه نشانهای از توسعه پرتفوی تلقی شود، به نمادی از عقبنشینی از سیاستهای اعلامی و تضعیف اعتماد سهامداران، شبکه فروش و فعالان صنعت بیمه تبدیل خواهد شد.
اکنون توپ در زمین مدیرعامل و هیئتمدیره بیمه داناست؛ آیا توضیحی فنی و شفاف برای این تصمیم وجود دارد، یا باید پذیرفت که شعار حذف قراردادهای زیانده، در نخستین آزمون جدی خود رنگ باخته است؟