به روز شده در: ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۰
کد خبر: ۷۵۳۳۰۳
تاریخ انتشار: ۱۴:۵۰ - ۲۷ خرداد ۱۴۰۵

ماموریت جدید آمریکا که به محمد جولانی محول کرد

روزنو :دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در جریان دیدار با شیخ تمیم بن حمد آل ثانی امیر قطر در حاشیه نشت گروه هفت در شهر ایویان فرانسه گفته است: رئیس جمهور سوریه خیلی خوب در کشورش کار کرد. من به اسرائیل پیشنهاد دادم که سوریه عهده دار موضوع حزب الله لبنان شود.

تابناک: دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در جریان دیدار با شیخ تمیم بن حمد آل ثانی امیر قطر در حاشیه نشت گروه هفت در شهر ایویان فرانسه گفته است: رئیس جمهور سوریه خیلی خوب در کشورش کار کرد. من به اسرائیل پیشنهاد دادم که سوریه عهده دار موضوع حزب الله لبنان شود.

6343780

در ۷ ژوئن ۲۰۲۶ نیز، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در مصاحبه‌ای اظهار داشت که دوست دارد «حمله‌ای جراحی‌تر به حزب‌الله انجام شود... ما می‌توانیم در آن کمک کنیم، یا می‌توانیم سوریه را توصیه کنیم... آنها رهبر بسیار خوبی دارند (رئیس‌جمهور احمد الشرع) ... و او دوست دارد کمک کند.» 

در روزهای بعد، گزارش‌های متعددی منتشر شد که حاکی از آن بود که ترامپ از الشرع برای یک دیدار پرمخاطب در ۱۴ ژوئن – روز تولد ترامپ – به واشنگتن دعوت کرده است. اکنون هم واشنگتن و هم دمشق چنین دیداری را تکذیب کرده‌اند و سوریه نیز پیشنهاد اعزام نیرو به لبنان را رد کرده است. 

جوزف عون، رئیس‌جمهور لبنان، نیز ابراز اطمینان کرد که الشرع در پیچیدگی‌های داخلی لبنان دخالت نخواهد کرد.

این ماجرا جدیدترین مورد از مجموعه گزارش‌هایی است که از خبر رویترز در ۱۷ مارس نشأت گرفته است؛ گزارشی که نشان می‌داد واشنگتن الشرع را تشویق می‌کند که اعزام نیروهای سوری به لبنان را برای کمک به خلع سلاح حزب‌الله مد نظر قرار دهد. 

مجموع این گزارش‌ها، تنش مرکزی در رابطه در حال تحول آمریکا و سوریه را برجسته می‌کند. در حالی که سوریه تحت رهبری الشرع به نظر می‌رسد تمایل به همکاری با ایالات متحده و متحدان منطقه‌ای آن در مهار ایران دارد، اما نه تمایلی به ایفای نقش نیروی اعزامی علیه گروه‌های تحت حمایت ایران در خارج از مرزهای خود دارد و نه در موقعیت مناسبی برای این کار قرار دارد، چه حزب‌الله در لبنان و چه شبه‌نظامیان شیعه در عراق. 

به‌ویژه در لبنان، تقریباً به یقین حزب‌الله از چنین اقدامی برای احیای شعار «مقاومت» خود استفاده خواهد کرد. این امر به‌دلیل تاریخچه حضور حزب‌الله در سوریه، به‌احتمال زیاد به درگیری‌های فرقه‌ای بین سوری‌ها و لبنانی‌ها منجر خواهد شد.

این موضع ترامپ نشان‌دهنده یک تغییر راهبردی چشمگیر در سیاست آمریکا در قبال سوریه و محور مقاومت است که بر پایه تحولات اساسی ژئوپلیتیکی پس از سقوط دولت اسد شکل گرفته است.

پس از سقوط دولت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، دولت جدید سوریه به رهبری احمد الشرع (الجولانی) جایگزین متحد دیرینه حزب‌الله شد. ترامپ با تمجید از رئیس‌جمهور جدید سوریه، عملاً این تغییر را تأیید و از آن به عنوان اهرمی برای مهار حزب‌الله استفاده می‌کند.

ترامپ به‌صراحت از عملیات اسرائیل در لبنان انتقاد کرده و گفته است که اسرائیل «تعداد زیادی را کشته است». او با این جمله که «اگر اسرائیل نمی‌تواند کار را بدون کشتن دیگران انجام دهد، سوریه باید این کار را انجام دهد»، در واقع به دنبال جایگزینی برای حملات پرهزینه و پرمخاطره اسرائیل است. 

این پیشنهاد، نوعی واگذاری مسئولیت مهار حزب‌الله به یک بازیگر منطقه‌ای جدید با هزینه کمتر برای آمریکا و اسرائیل است.

در واقع، این پیشنهاد با هدف قرار دادن سوریه در نقش «نگهبان مرز» برای قطع ارتباط لجستیکی حزب‌الله با ایران مطرح شده است. هدف، استفاده از حاکمیت دولت جدید سوریه برای بستن مسیرهای قاچاق و جلوگیری از تقویت حزب‌الله است، نه الزاماً درگیری نظامی مستقیم سوریه با این گروه.

دولت الجولانی از همان ابتدا موضعی آشکارا خصمانه در قبال حزب‌الله و ایران اتخاذ کرده و آنها را دشمنان مشترک خوانده است. این در تضاد کامل با دولت اسد بود که ستون اصلی محور مقاومت به شمار می‌رفت.

سقوط اسد به معنای از بین رفتن کریدور زمینی ایران از طریق عراق و سوریه به حزب‌الله در لبنان بود که یک پیروزی استراتژیک برای آمریکا و اسرائیل محسوب می‌شود. این تغییر، حزب‌الله را از پشتیبانی لجستیکی و تسلیحاتی حیاتی خود محروم کرده است.

ترامپ در اقدامی بی‌سابقه، تمام تحریم‌های سوریه را لغو کرد تا از دولت جدید حمایت کند و آن را به همکاری با واشنگتن تشویق نماید. این اقدام، پاداشی برای تغییر موضع سوریه در قبال محور مقاومت بود.

در این راستا، همکاری فزاینده اطلاعاتی و امنیتی بین دولت جدید سوریه، آمریکا و اسرائیل علیه حزب‌الله و ایران شکل گرفته است. این همکاری شامل کنترل مرزها، مبارزه با قاچاق و تبادل اطلاعات می‌شود.

بر اساس برخی گزارش‌ها، نیروهای وابسته به دولت جدید سوریه، از جمله شبه‌نظامیان خارجی (ازبک و اویغور)، در نزدیکی مرز لبنان مستقر شده‌اند که می‌تواند مقدمه‌ای برای اقدامات بیشتر باشد.

ترامپ با این موضع، در حال عملیاتی کردن یک استراتژی جدید است که در آن دولت جدید سوریه به عنوان یک متحد جدید و ابزاری برای محدود کردن نفوذ حزب‌الله و ایران در منطقه به کار گرفته می‌شود. 

این استراتژی بر اساس واقعیت‌های جدید منطقه‌ای پسااسد شکل گرفته و پاسخی به ناکارآمدی و هزینه‌های بالای رویکرد نظامی صرف اسرائیل در لبنان است.

با این حال، این راهبرد با چالش‌هایی نیز روبروست. از یک سو، دولت جدید سوریه هرگونه دخالت نظامی مستقیم در لبنان را رد کرده است و از سوی دیگر، ماهیت پیشینه الجولانی به عنوان یک چهره سلفی-جهادی، نگرانی‌هایی را در مورد قابلیت اعتماد و ثبات بلندمدت این همکاری ایجاد می‌کند. 

به نظر می‌رسد این یک بازی پرمخاطره است که در آن آمریکا امیدوار است با تغییر موازنه قوا به نفع خود، بدون درگیر شدن در یک جنگ جدید، به اهداف خود برسد.

موسسه واشنگتن در این خصوص نوشته است: «دولتی که هنوز در حال تأمین امنیت قلمرو خود است، موقعیت مناسبی برای گشودن جبهه جدید در لبنان یا عراق ندارد. دخالت سوریه در لبنان برای دمشق و واشنگتن خطرات قابل‌توجهی به همراه خواهد داشت.

اول، می‌تواند به تشدید گسترده‌تر منطقه‌ای منجر شود و شبکه‌های تحت حمایت ایران را در سراسر سوریه، عراق و فراتر از آن درگیر کند. دوم، می‌تواند تنش‌های فرقه‌ای را شعله‌ور کند. حزب‌الله تقریباً به یقین نیروهای سوری را به عنوان جهادگرایان سنی – از جمله جنگجویان سوری، ازبک و اویغوری – که قصد هدف قرار دادن جوامع شیعه را دارند، معرفی خواهد کرد که به‌طور بالقوه حمایت از این گروه را در میان پایگاه اصلی طرفدارانش تقویت می‌کند. سوم، می‌تواند مشروعیت دولت لبنان را تضعیف کند. با توجه به اشغال سه‌دهه‌ای سوریه به رهبری اسد، حضور مجدد نظامی سوریه به‌احتمال زیاد به‌جای حمایت از حاکمیت لبنان، به عنوان اجبار خارجی تلقی خواهد شد.

دمشق به‌جای اندیشیدن به عملیات اعزامی، در بحران فعلی مجموعه متفاوتی از اولویت‌ها را دنبال کرده است. اول، بر جلوگیری از سرایت درگیری به سوریه از طریق تقویت امنیت مرزی، نظارت و گشت‌زنی در امتداد مرزهای لبنان و عراق متمرکز شده است.

دوم، تلاش کرده است همسویی سیاسی خود را با کشورهای عربی و واشنگتن حفظ کند – هرچند به‌طور قابل‌توجهی با اسرائیل همسو نشده است. ارتباطات دیپلماتیک سوریه و محکومیت اقدامات ایران نشان‌دهنده تلاشی برای تغییر موقعیت این کشور در نظم منطقه‌ای عربی پس از سال‌ها حضور به‌عنوان مرکز نفوذ ایران است. در عین حال، گزارش‌ها حاکی از آن است که الشرع به مقامات لبنانی درباره اقدامات احتمالی اسرائیل که می‌تواند تنش‌ها را میان کشورهای عربی افزایش دهد، هشدار داده است. با این وجود، دمشق تا حد زیادی از به‌چالش کشیدن علنی استفاده مکرر اسرائیل از حریم هوایی سوریه برای حمله به اهداف ایران خودداری کرده است.

سوم، دولت در حال مدیریت فشارهای فزاینده داخلی است. این درگیری باعث اختلال در تأمین انرژی، افزایش خریدهای هراس‌آمیز و تسریع جریان پناهجویان شده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که بیش از ۱۲۵،۰۰۰ سوری در روزهای پس از شروع درگیری از لبنان عبور کرده‌اند که بر اقتصاد و نهادهای دولتی از قبل شکننده فشار بیشتری وارد کرده است.

موضع جنگی سوریه با تلاش‌های آمریکا برای جلوگیری از بی‌ثبات‌سازی بیشتر خاورمیانه توسط ایران همسو است. با این حال، مقامات آمریکایی می‌توانند با انجام موارد زیر به محافظت از دمشق در برابر سرایت درگیری کمک کرده و دولت جدید را به ایالات متحده و متحدان منطقه‌ای آن نزدیک‌تر کنند:

واشنگتن نباید دخالت نظامی سوریه در لبنان را تشویق کند. حتی تصور چنین انتظاراتی می‌تواند مشوق‌ها و محاسبات نادرستی در میان بازیگران مختلف ایجاد کند و به‌طور بالقوه آنها را به اقداماتی سوق دهد که منافع آمریکا را تهدید می‌کند. اتخاذ موضعی روشن و عمومی در این زمینه به شفاف‌سازی انتظارات منطقه‌ای و کاهش خطر تشدید تنش کمک می‌کند.

حذف عنوان «حامی تروریسم» از سوی آمریکا یا سایر تحریم‌های سوریه را به ورود به لبنان گره نزنید. در عوض، واشنگتن باید بر راه‌هایی برای کمک به برنامه‌های بازسازی و انرژی سوریه متمرکز شود. دولت ترامپ باید مسیری تدریجی برای حذف عنوان «حامی تروریسم» و سایر تحریم‌ها ترسیم کند، مشروط بر اینکه دمشق پیشرفت قابل‌سنجشی در زمینه شمول سیاسی، همکاری امنیتی و اصلاحات اقتصادی داشته باشد. این رویکرد انگیزه‌ای قدرتمند برای دمشق ایجاد می‌کند و در عین حال نفوذ آمریکا را بر مسیر سوریه حفظ می‌کند.

از تلاش‌های امنیت مرزی سوریه حمایت کنید. استقرارهای اخیر نشان می‌دهد که دمشق از قبل بر جلوگیری از قاچاق و نفوذ متمرکز است، بنابراین ایالات متحده باید این رویکرد را از طریق تبادل اطلاعات، کمک‌های فنی و هماهنگی با مقامات لبنان، عراق و سایر نقاط تقویت کند. تقویت کنترل مرزی راهی عملی برای مهار شبکه‌های لجستیکی حزب‌الله بدون ایجاد درگیری آشکار است. دولت ترامپ همچنین باید اقدام هماهنگ‌تری را علیه شبه‌نظامیان طرفدار ایران در عراق مد نظر قرار دهد، به‌ویژه با توجه به حملات اخیر راکتی فرامرزی به یک پایگاه نظامی در شمال شرق سوریه.

سوریه را در چارچوب منطقه‌ای گسترده‌تری برای مهار ایران ادغام کنید. این شامل هماهنگی با کشورهای خلیج فارس، شرکای اروپایی و لبنان در طول و پس از درگیری فعلی است که موضوعاتی مانند جریان پناهجویان، دسترسی بشردوستانه و بازسازی پس از جنگ را پوشش می‌دهد. برای این منظور، واشنگتن باید تلاش‌ها برای دستیابی به توافق امنیتی با اسرائیل را نیز تسریع بخشد. موقعیت جغرافیایی سوریه آن را به گره‌ای حیاتی در هر استراتژی منطقه‌ای تبدیل می‌کند، حتی اگر یک جنگجوی خط مقدم نباشد.

از بارگذاری بیش از حد رابطه با مطالباتی که فراتر از ظرفیت سوریه است، خودداری کنید. فشار بر دمشق برای انجام مأموریت‌هایی که نمی‌تواند آنها را حفظ کند، خطر بی‌ثبات‌سازی دولت شکننده را به همراه دارد و به‌طور بالقوه زمینه را برای احیای داعش فراهم کرده و اهداف منطقه‌ای گسترده‌تر را تضعیف می‌کند.

سناریویی که در آن سوریه به‌عنوان نیروی نیابتی علیه حزب‌الله عمل کند، ممکن است در حالت انتزاعی وسوسه‌انگیز باشد، به‌ویژه با توجه به محدودیت‌های داخلی لبنان. با این حال، در عمل، این پیشنهادی پرریسک با سود محدود است. سوریه در حال حاضر از نظر نظامی، سیاسی یا اقتصادی در موقعیتی نیست که چنین نقشی را بر عهده بگیرد، و تشویق آن به انجام این کار می‌تواند نظم منطقه‌ای را که آمریکا در تلاش برای شکل‌دهی به آن است، مختل کند.

رویکرد مؤثرتر این است که با سوریه آنگونه که هست کار کنیم، نه آنگونه که واشنگتن آرزو می‌کند باشد: یعنی دولتی جدید که بر بازسازی کشور ویران‌شده، تأمین مرزهای خود، تعامل مجدد محتاطانه با شرکای منطقه‌ای و اجتناب از درگیرشدن در جنگ منطقه‌ای متمرکز است.»

پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار