به روز شده در: ۰۴ تير ۱۴۰۵ - ۲۳:۱۵
کد خبر: ۷۵۴۳۱۱
تاریخ انتشار: ۲۲:۲۵ - ۰۴ تير ۱۴۰۵

وقتی نوبت نمایندگان رسید، تحصن قانونی شد؟

روزنو :حالا که بخشی از قانون‌گذاران خود از تحصن و تجمع به عنوان ابزار اعتراض استفاده می‌کنند، طبیعی است که این پرسش دوباره مطرح شود که مرز میان اعتراض مجاز و غیرمجاز دقیقاً کجاست و برای چه کسانی تعریف می‌شود.

برترین‌ها: خبر تحصن برخی نمایندگان مجلس برای بازگشایی صحن علنی، فارغ از موافقت یا مخالفت با اصل ماجرا، یک پرسش قدیمی را دوباره به میان می‌آورد؛ اینکه حق اعتراض در عمل چگونه تعریف می‌شود و آیا برای همه شهروندان معیار یکسانی دارد یا نه.

سال‌هاست گروه‌های مختلف اجتماعی؛ از بیماران و بازنشستگان گرفته تا کارگران و معلمان، برای طرح مطالبات خود به تجمع و اعتراض روی آورده‌اند و در مقابل، بارها با این پاسخ مواجه شده‌اند که پیگیری مطالبات باید صرفاً از مسیرهای قانونی انجام شود. حالا که بخشی از قانون‌گذاران خود از تحصن و تجمع به عنوان ابزار اعتراض استفاده می‌کنند، طبیعی است که این پرسش دوباره مطرح شود که مرز میان اعتراض مجاز و غیرمجاز دقیقاً کجاست و برای چه کسانی تعریف می‌شود.

یادداشت هم‌میهن را در ادامه می‌خوانید:

photo_2026-06-25_10-19-24

خبر تحصن برخی نمایندگان برای بازگشایی صحن علنی مجلس را که دیدم، ناخواسته به سال‌هایی فکر کردم که ما بیماران برای دسترسی به دارو و درمان، مقابل نهادهای مختلف جمع می‌شدیم تا شاید صدایمان شنیده شود.

من یک بیمار SMA هستم. بارها در تجمعاتی شرکت کرده‌ام که تنها هدفشان تأمین دارو برای بیمارانی بود که زمان برایشان معنای متفاوتی دارد. مطالبه ما نه سیاسی بود و نه جناحی؛ فقط می‌خواستیم بتوانیم به درمانی دسترسی داشته باشیم که کیفیت و حتی ادامه زندگی‌مان به آن وابسته بود.

با این حال، بارها شنیدیم که تجمع غیرقانونی است. بارها به ما گفته شد که مطالبات باید از مسیرهای قانونی پیگیری شود. همین حرف را بازنشستگان شنیدند، کارگران شنیدند، معلمان شنیدند و بسیاری از گروه‌های دیگری که برای حقوق خود به خیابان یا مقابل نهادهای مسئول رفتند.

حالا اما بخشی از نمایندگان مجلس برای بازگشایی صحن علنی از تحصن و تجمع سخن می‌گویند؛ نمایندگانی که خود قانون‌گذارند و بیش از هر فرد دیگری به سازوکارهای رسمی، تریبون‌های قانونی و ابزارهای درون حاکمیتی دسترسی دارند.

اینجاست که یک پرسش ساده شکل می‌گیرد: اگر تحصن و تجمع شیوه قابل قبولی برای پیگیری مطالبات است، چرا سال‌ها برای مردم عادی چنین حقی به رسمیت شناخته نشد؟ و اگر این شیوه نادرست یا غیرقانونی است، چرا امروز برخی قانون‌گذاران خود به آن متوسل شده‌اند؟

موضوع فقط باز یا بسته بودن صحن مجلس نیست. حتی می‌توان درباره ضرورت تشکیل جلسات علنی یا شرایط خاص کشور دیدگاه‌های متفاوتی داشت. مسئله اصلی، معیارهای دوگانه است؛ همان چیزی که بیش از هر چیز اعتماد عمومی را فرسوده می‌کند.

مردمی که سال‌ها شنیده‌اند «قانون فصل‌الخطاب است»، انتظار دارند این اصل برای همه یکسان اجرا شود. نمی‌شود وقتی بازنشسته‌ای برای حقوق عقب‌افتاده خود تجمع می‌کند، از قانون سخن گفت و وقتی بیماری برای دارویش صدایش را بلند می‌کند، او را به سکوت دعوت کرد؛ اما نوبت که به نمایندگان مجلس رسید، تحصن و تجمع ناگهان به ابزاری مشروع برای بیان اعتراض تبدیل شود.

شاید مهم‌ترین دستاورد این روزها، نه بازگشایی صحن علنی مجلس، بلکه باز شدن باب یک گفت‌وگوی صادقانه باشد؛ گفت‌وگویی درباره این پرسش که آیا حقوق و ابزارهای اعتراض برای همه شهروندان یکسان است یا نه.

برای کسانی مثل ما که سال‌ها برای ابتدایی‌ترین حقوق خود جنگیده‌ایم، پاسخ این پرسش از هر تحصن و تجمعی مهم‌تر است.

پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار