به روز شده در: ۳۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۸:۲۱
کد خبر: ۷۵۷۹۴۰
تاریخ انتشار: ۱۲:۵۵ - ۳۰ تير ۱۴۰۵

حجاب استایلی که فضای مجازی و زندگی واقعی را یکجا باخت!

روزنو :زمردیان نمونه‌ای از یک بلاگر موفق بود؛ کسی که توانسته بود میان زندگی حرفه‌ای، خانواده و فعالیت رسانه‌ای تعادل برقرار کند. اما این تصویر زمانی تغییر کرد که او تصمیم گرفت ایران را ترک کند.

حجاب استایلی که فضای مجازی و زندگی واقعی را یکجا باخت!

لیلی زمردیان، بلاگری که سال‌ها با تصویر یک زندگی مذهبی، خانوادگی و موفق در فضای مجازی شناخته می‌شد، به تازگی از زندگی سخنت خود در اسپانیا پرده برداشته است. اما آنچه ماجرای این بلاگر را مهم می‌کند، شادی یک جریان از بدبختی این چهره اینستاگرامی است.

به گزارش روز نو در فضای پررقابت شبکه‌های اجتماعی، کمتر حوزه‌ای به اندازه بلاگری سبک زندگی تحت فشار قضاوت مخاطبان قرار دارد. بلاگر‌های این حوزه، نه فقط درباره موضوعات روزمره، بلکه درباره سبک زندگی، خانواده، پوشش، باور‌ها و حتی ارزش‌های شخصی خود تصویرسازی می‌کنند؛ تصویری که گاهی فاصله زیادی با واقعیت پشت صحنه دارد.

لیلی زمردیان یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های حوزه «حجاب‌استایل» بود؛ زنی که با تکیه بر پوشش رسمی و محتوای خانوادگی، توانسته بود مخاطبان زیادی جذب کند. او یک مامای اتاق عمل بود، در سن کم ازدواج کرده بود و سه فرزند داشت. در ویدیوهایش تصویری از زندگی آرام، خانوادگی و منظم ارائه می‌داد و برای مخاطبانش محتوایی با محوریت سبک زندگی، خانواده و توصیه‌های اخلاقی منتشر می‌کرد.

برای بسیاری از دنبال‌کنندگانش، زمردیان نمونه‌ای از یک بلاگر موفق بود؛ کسی که توانسته بود میان زندگی حرفه‌ای، خانواده و فعالیت رسانه‌ای تعادل برقرار کند. اما این تصویر زمانی تغییر کرد که او تصمیم گرفت ایران را ترک کند.

به نظر می‌رسد زمردیان با استفاده از برنامه اقامتی دیجیتال نومد، که امکان اقامت برای فریلنسر‌ها را با صرف هزینه‌های هنگفت فراهم می‌کند، راهی این کشور شده است؛ برنامه‌ای که به افراد دارای فعالیت حرفه‌ای در فضای دیجیتال اجازه می‌دهد در صورت اثبات درآمد و فعالیت رسانه‌ای، امکان اقامت و ادامه فعالیت در اسپانیا را پیدا کنند. خودش به تازگی توضیح داده که به اندازه‌ای سرمایه به اسپانیا برده بود که توانست در بدو ورود یک خانه سه طبقه با هفت اتاق را اجاره و تجهیز کند. او مدعی شده سرمایه گذاری‌هایی در امارات داشته که امکان مالی چنین هزینه کردی را برای او فراهم کرده بود.

این تصمیم، اما برای بسیاری از مخاطبان او غیرمنتظره بود؛ چراکه برخلاف برخی مهاجران، زمردیان پیش از مهاجرت از نظر مالی و اجتماعی شرایط نامناسبی نداشت. او در ایران مخاطب قابل توجهی داشت، درآمد مناسبی از فعالیت مجازی خود کسب می‌کرد و تصویری از یک زندگی تثبیت‌شده ارائه داده بود.

اما این تنها جنجال این بلاگر سبک زندگی نبود؛ پس از مهاجرت، زمردیان مسیر متفاوتی را در پیش گرفت. بلافاصله از همسرش جدا شد و حجاب خود را کنار گذاشت، و مواضع اجتماعی و سیاسی علیه جمهوری اسلامی را علنی کرد. این تغییرات باعث شد بخش زیادی از مخاطبان سابقش واکنش نشان دهند و او با موجی از انتقاد‌ها روبه‌رو شود.

در جریان اعتراضات دی‌ماه نیز فعالیت‌های سیاسی او افزایش یافت و حمایت‌هایش از معترضان، واکنش‌های گسترده‌ای به همراه داشت. پس از آن، نام او در کنار برخی چهره‌های مشهور دیگر مطرح شد و گزارش‌هایی درباره توقیف اموالش منتشر شد.

انتشار ویدیو‌های جدید زمردیان از زندگی‌اش در اسپانیا، بار دیگر بحث مهاجرت را به فضای عمومی بازگرداند. در این تصاویر، او از شرایط دشوار زندگی خود سخن می‌گوید و برخی کاربران این وضعیت را نشانه شکست تصمیم مهاجرت او می‌دانند.

اما مسئله مهم‌تر از سرنوشت یک فرد، پرسشی اجتماعی است: چرا فردی که در کشور خود شرایط نسبتاً مطلوبی دارد، تصمیم می‌گیرد زندگی تثبیت‌شده‌اش را رها کند و آینده‌ای نامعلوم را در کشوری دیگر تجربه کند؟

برخی می‌گویند این نتیجه «اکنون‌زدگی» مردم ایران است؛ ضعیتی که در آن افراد نه امیدی جدی به بازگشت به گذشته دارند و نه تصویر روشنی از آینده پیش روی خود می‌بینند. در چنین شرایطی، تصمیم‌ها بیشتر بر اساس احساس نارضایتی از وضعیت موجود و جست‌وجوی یک تغییر فوری گرفته می‌شوند.

در جامعه ایران نیز بخش بزرگی از مردم الزاماً در دوگانه حمایت کامل از وضع موجود یا براندازی تعریف نمی‌شوند. بخش قابل توجهی از جامعه تنها خواهان یک زندگی معمولی، باثبات و دارای چشم‌انداز روشن است؛ خواسته‌ای که اگر برآورده نشود، حتی افراد موفق نیز ممکن است مهاجرت را به عنوان یک گزینه جدی بررسی کنند.

آیا شادی از شکست یک مهاجر، پاسخ درستی است؟

اما آنچه در ماجرای زمردیان عجیب و حتی تاسف برانگیز است؛ واکنشی است که رسانه‌های منتهی الیه راست به آن نشان داده‌اند. نام زمردیان در فهرست مصادره اموال از سوی قوه قضاییه به دلیل اتخاذ مواضعی علیه جمهوری اسلامی قرار داشت. پس از انتشار تصاویر جدید زمردیان از زندگی سخت او در مهاجرت در حال تمیز کردن توالت یک رستوران، بخشی از کاربران نزدیک به جریان‌های تندرو و حتی رسانه‌های آنها با واکنش‌های شادی‌آمیز، این تصاویر را نمونه‌ای از عاقبت وطن فروشی دانستند.

اما پرسش مهم این است که آیا شکست یک پروژه مهاجرتی می‌تواند بهانه‌ای برای نادیده گرفتن مشکلاتی باشد که افراد را به مهاجرت ترغیب می‌کند؟

منتقدان این رویکرد معتقدند بعد از تماشای چنین وضعیتی، باید پرسید چه شرایطی باعث می‌شود افراد، حتی کسانی که در موقعیت نسبتاً خوبی قرار دارند، آینده خود را در جای دیگری جست‌و‌جو کنند. تورم، بی‌ثباتی اقتصادی، کاهش قدرت خرید، نگرانی درباره آینده و نبود چشم‌انداز روشن، عواملی هستند که نمی‌توان آنها را صرفاً با نقد تصمیم‌های فردی نادیده گرفت.

بازنشر جنجالی؛ کمک ناخواسته به بازگشت یک بلاگر؟

از سوی دیگر، رفتار منتقدان زمردیان یک تناقض جالب ایجاد کرده است. بلاگر‌ها برای دیده شدن زندگی می‌کنند و انتشار گسترده محتوا‌های آنها، حتی با هدف انتقاد و فحاشی، می‌تواند به افزایش بازدید و بازگشت دوباره آنها به چرخه توجه رسانه‌ای کمک کند.

زمردیان نیز مانند بسیاری از فعالان فضای مجازی، برای ساختن برند شخصی خود سال‌ها تلاش کرده است. طبیعی است که هر محتوایی که باعث افزایش دیده‌شدن او شود، می‌تواند به احیای حضور رسانه‌ای‌اش کمک کند. به همین دلیل، حمله گسترده به یک بلاگر ممکن است نتیجه‌ای معکوس داشته باشد و همان فردی را که منتقدان قصد حذفش را دارند، دوباره به مرکز توجه بازگرداند.

سرنوشت لیلی زمردیان هشداری برای سیاست‌گذاران نیز هست. اگر شرایط اقتصادی، اجتماعی و کیفیت زندگی به گونه‌ای باشد که افراد موفق نیز آینده خود را بیرون از مرز‌ها جست‌و‌جو کنند، مسئله دیگر فقط مهاجرت چند فرد نیست؛ مسئله کاهش امید اجتماعی است.

در نهایت، داستان زمردیان نه صرفاً داستان موفقیت یا شکست یک بلاگر، بلکه روایتی از یک پرسش بزرگ‌تر است: چرا بخشی از جامعه به این نتیجه می‌رسد که آینده بهتر، جایی خارج از خانه خود قرار دارد؟

پربحث ترین روز
ویژه روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار