
حضور سخنگوی دولت در بیمه دی و تمجید از عملکرد این شرکت، بیش از آنکه یک دیدار معمولی به نظر برسد، یک سؤال جدی را پیش روی افکار عمومی قرار داده است: چرا از میان دهها شرکت بیمهای کشور، بیمه دی باید مقصد بازدید و تقدیر سخنگوی دولت باشد؛ آن هم در شرایطی که عملکرد این شرکت با پرسشها و انتقادهای جدی روبهروست؟
به گزارش روزنو،فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، در بازدید از بیمه دی، از عملکرد مدیرعامل و تیم مدیریتی این شرکت تمجید کرد و کسب رتبه نخست در بخشهایی از صنعت بیمه را موفقیتی بزرگ دانست. او حتی این موفقیت را حاصل برنامهریزی منسجم، اقدامات دقیق و مدیریت حرفهای عنوان کرد.
اما دقیقاً همین اظهارات است که نیازمند پاسخ است.
مبنای این ارزیابی مثبت چیست؟
آیا سخنگوی دولت پیش از حضور در بیمه دی، صورتهای مالی، کیفیت پرتفوی، نسبت خسارت، مطالبات، سود فنی و سایر شاخصهای عملکردی شرکت را بررسی کرده است؟ یا قرار است صرفاً با استناد به گزارشهای روابط عمومی یک شرکت، برای آن اعتبار دولتی ایجاد شود؟
چرا بیمه دی؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که بدانیم بیمه دی شرکتی با ریسکهای قابل توجه در ترکیب فعالیت خود است و بخش مهمی از کسبوکار آن به حوزه درمان و قراردادهای بزرگ سازمانی گره خورده است.
در چنین شرایطی، رشد حقبیمه تولیدی یا کسب رتبه بالا در فروش، بهتنهایی نمیتواند نشانه عملکرد مطلوب باشد. در صنعت بیمه، مهم این نیست که یک شرکت چقدر بیمه میفروشد؛ مهم این است که این فروش با چه میزان ریسک و چه میزان سود واقعی همراه است.
حتی گزارشهای منتشرشده از عملکرد بیمه دی نشان میدهد که رشد شدید حقبیمه و اندازه فعالیت شرکت باید در کنار کیفیت سود و تعهدات آن مورد بررسی قرار گیرد. در عین حال، در سالهای اخیر مطالبات شرکت نیز به یکی از موضوعات قابل توجه در تحلیل عملکرد آن تبدیل شده است.
بنابراین سؤال اینجاست:
اگر عملکرد بیمه دی آنقدر مطلوب است که سخنگوی دولت شخصاً برای تقدیر از مدیران آن به شرکت میرود، چرا درباره شاخصهای کمتر تبلیغاتی اما مهمتر، توضیح روشنی به افکار عمومی داده نمیشود؟
رتبه اول؛ اما در چه چیزی؟
یکی از نکاتی که در اظهارات سخنگوی دولت برجسته شده، «کسب رتبه نخست» بیمه دی است.
اما رتبه اول در صنعت بیمه زمانی معنا دارد که مشخص شود این رتبه دقیقاً بر اساس کدام شاخص به دست آمده است.
رتبه اول فروش؟ تعداد بیمهشدگان؟ حقبیمه تولیدی؟ یا سودآوری و عملکرد فنی؟
این تفاوت بسیار مهم است.
زیرا ممکن است شرکتی در حجم فروش رتبه اول باشد، اما اگر برای رسیدن به این جایگاه تعهدات سنگین و پرریسک پذیرفته باشد، افزایش حجم فعالیت لزوماً به معنای موفقیت اقتصادی نیست.
به همین دلیل، تبدیل «رتبه اول» به یک عنوان کلی برای اثبات موفقیت شرکت، میتواند تصویری ناقص از واقعیت ارائه کند.
دولت چرا باید وارد این ماجرا شود؟
مسئله فقط بیمه دی نیست؛ مسئله مرز میان دولت و بنگاه اقتصادی است.
وقتی سخنگوی دولت به یک شرکت خصوصی یا غیردولتی مراجعه میکند و در همان مجموعه از عملکرد مدیران آن تعریف میکند، طبیعی است که این پرسش شکل بگیرد که آیا این حضور صرفاً یک بازدید عادی بوده یا پیام دیگری در خود دارد؟
آیا دولت در حال حمایت و اعتباربخشی به مدیریت یک شرکت خاص پر ریسک است؟
اگر چنین نیست، چرا بیمه دی؟
و اگر قرار است دولت از عملکرد شرکتهای اقتصادی تقدیر کند، معیار انتخاب شرکتها چیست و چرا این رویکرد درباره سایر شرکتهای بیمهای به شکل مشابه دیده نمیشود؟
بیمه دی به تعریف دولتی نیاز دارد یا اصلاح عملکرد؟
بیمه دی بدون تردید میتواند از عملکرد خود دفاع کند و اگر شاخصهای مالی و فنی آن مطلوب است، باید آنها را شفاف در اختیار افکار عمومی قرار دهد.
اما این دفاع باید با اعداد و گزارشهای مالی انجام شود، نه با حضور یک مقام دولتی.
شرکتی که با میلیونها بیمهشده و حجم بالای تعهدات فعالیت میکند، باید درباره کیفیت پرتفوی، نسبت خسارت، مطالبات، سود فنی و پایداری سود خود پاسخگو باشد.
حتی رشد قابل توجه فعالیت بیمهای در سال ۱۴۰۵ نیز بهتنهایی نمیتواند پایان بحث باشد؛ چراکه رشد فروش، زمانی ارزشمند است که همراه با کنترل ریسک و سودآوری پایدار باشد. گزارشهای اخیر از رشد قابل توجه حقبیمه تولیدی بیمه دی حکایت دارد.
یک سؤال ساده اما مهم
سخنگوی دولت باید توضیح دهد چرا بیمه دی را برای این دیدار انتخاب کرده و بر اساس کدام گزارش کارشناسی، عملکرد این شرکت را «موفق و پرافتخار» ارزیابی کرده است؟
چرا که در نهایت، بیمه دی باید با کارنامهاش قضاوت شود، نه با مهمانی که برایش میآید.